عبد الله قطب بن محيى

396

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

آشكارا كرد « و بالعدل قامت السّماوات و الارض » كس را چه مجال پرسش لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ « 1 » وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ « 2 » . ( نوشته بود كه بعضى را رغبت دخول در پيمان اخوان هست و موقوف آمدن تو داشته‌اند ، سبحان اللّه اين پيمان با خداى است و خداى همه جا حاضر است ، ديگرى چه حاجت است ، مبادرت به عمل اشرف است از عمل ، پيمان كه امروز كنند ، يكسان نيست با آنكه فردا كنند و اگر اين ساعت كنند ، يكسان نيست با آنكه ساعتى ديگر كنند ، در راه خداى آتش مىبايد بود اين كار از خنكان متمشّى نيست : عاشق آتش در همه عالم زند * ارّه بر فرقش نهند او تم زند عاقبت‌ْانديش نبود يك زمان * دركشد خوش‌خوش در آتش صد جهان با آنكه بر عمر چگونه اعتماد توان كرد : حافظ ار عشرت امروز به فردا فكنى * نقد ايام بقا را كه ضمان خواهد شد اعشى شاعر قصد كرد كه بيايد نزد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و مسلمان شود ، كافران به پذيرهء او رفتند و گفتند : مگر خبر ندارى كه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله خمر و زنا حرام كرده ، چه رغبت او در اين هر دو مىدانستند ، گفت : رغبت زنا مرا نمانده است اما رغبت خمر باقى است باز روم و يك سال به تدريج خود را از آن باز گيرم ، سال ديگر بيايم و مسلمان شوم ، اتفاقا در همان سال بمرد و اسلام او را روزى نشد ، چنين خنكان چه سزاوار خدااند ؟ آن مرد آتش صفت سزاوار خدمت اين درگاه است كه شتر بر در مسجد مىخوابانيد كه به اندرون رود و ايمان آورد . از رسول صلى اللّه عليه و آله مىشنيد كه

--> ( 1 ) . سوره انبياء ، آيه 23 « در آنچه [ خدا ] انجام مىدهد چون و چرا راه ندارد و [ لى ] آنان [ انسان‌ها ] سؤال خواهند شد » . ( 2 ) . سوره فاتحه ، آيه 2 و سوره انعام ، آيه 45 « و ستايش براى خداوند پروردگار جهانيان است » .